خب از کجا شروع کنم؟
من این ترم باید پروژه پایان نامه لیسانسم رو دفاع میکردم.
ترم سوم (یا همون هفتم) با استادم هماهنگ کردم. متاسفانه تابستون وقتم رو از دست دادم و موضوع برای پروژه ام پیدا نکردم. فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه. میخواستم هوش مصنوعی انجام بدم ولی صفر صفر صفر بودم. اصلا نمیدونستم باید از کجا شروع کنم و این اولین اشتباهم بود که دست گذاشتم روی هوش مصنوعی.
من نمیدونستم روال معرفی پروژه و اینا چجوری هست. شهریور که داشتیم از مشهد برمیگشتیم، دیدم استادم میگه که باید زودتر فرم پروژه تون رو تحویل بدید. رفتم سراغ سایت papers with code و دیدم ای دل غافل سایتش پریده. خب افتادم توی برزخ پیدا کردن موضوع. در صورتی که هیچی حالیم نبود. استادم میگفت یه مقاله پیدا کن، پیاده سازی کن و بهبودش بده! چندبار فرم پروژه بردم و تأیید نشد. استادم گفت چت بات بساز (هرچند الان فهمیدم ساختنش راحت تر از چیزی بود که فکر میکردم) ولی اون موقع رد کردم پیشنهاد استادم رو. یه موضوع انتخاب کردم و چون از استادم میترسیدم! و نمیخواستم فکر کنه که چقدر خنگم:/ بهش نگفتم چه مقاله ای انتخاب کردم. و اشتباه رفتم جلو. خوردیم به این اتفاقات. اینترنت قطع شد. وقتی فقط یک درصد وصل بودن به اینترنت من با هر روشی شد سایت گوگل کولب که تحریم سفت و سختی کرده ما رو بالا آوردم. کار کردم. ولی همه تلاش هام اشتباه بود چون پروژه ام از اساس مشکل داشت. این وسط کارها و درس های دیگه هم بود. کارهای استاد باقری، معماری کامپیوتر و تفسیر و و و و. دوباره رفتم در راستای همون موضوعم یه کار دیگه انجام بدم.
موضوع که NLP بود. تحلیل احساسات مبتنی بر جنبه.
Aspect based sentiment analysis
مقاله ای که انتخاب کرده بودم از روش های generative استفاده کرده بود. با مدل پیش آموزش دیده T5-Large. که خیلی سنگین بود و من نتونستم اجراش کنم. میخواستم T5-base رو بیارم و همون پروژه رو اجرا کنم. و بعدش هم بهبود بدم. و یکسری کارها انجام بدم. مثلا میخواستم روی تحلیل احساسات ضمنی کار کنم. ضعف مقاله رو برطرف کنم. اما اصلا نتونستم کد مقاله رو با T5-base تنظیم کنم و حداقل به نتایج baseline برسم.
من توی فرم پروژه ام نوشته بودم از کتابخانه pyABSA استفاده میکنم و دیتاست SemEval. ولی رفتم سراغ اون مقاله. دیتاستش همون بود ولی براساس اون مقاله تغییرات داده شده بود. و توزیع داده های Train و Test هم خوب نبود و من اینو بلد نبودم.
خلاصه که رفتم سراغ همون pyABSA و اون هم داخل گوگل کولب اجرا نمیشد چون کتابخونه اش خیلی قلق داشت و با نسخه کولب اوکی نبود. نزدیک ۸۰۰ هزارتومان! از سایت ابر فردوسی سرور گرافیکی گرفتم. اولش که اصلا نمیفهمیدم باید چجوری باهاش کار کنم کلی پول دادم برای نصب کتابخانه ها😂 بعدش که فهمیدم و baseline پروژه رو آوردم بالا متوجه شدم که اصلا نمیتونم هیچ بهبود و تغییراتی بدم چون اصلا چنین قابلیتی نداره هرجاشو دست بذارم به خطا میخورم. خب بلد نبودم😂
دیگه تسلیم شدم و به استادم گفتم که میخوام دفاع نکنم و ترم بعد دفاع کنم. استادم باهام جلسه گذاشت. دید که مشکلاتم چیه و بهم گفت چون تا الان بالاخره یه چیزایی یاد گرفتی یه کار آسون تر انجام بده.
موضوع آخرم شد تحلیل احساسات با دیتاست IMDB که استادم گفت کار مقایسه انجام بدم چندتا شبکه عصبی بیارم و مقایسه کنم. LSTM و GRU و CNN و CNN+GRU و CNN+LSTM رو پیاده کردم. پریروز نتایج رو برای استادم فرستادم. جوابمو نداد. دیروز ظهر بهم گفت که از دفتر گروه با من تماس گرفتند و گفتند که باید امروز دفاع کنی و نمره ات ثبت بشه. من نه داکیومنت داشتم نه پاورپوینت. بهم گفت اول ساعت ۱۶:۳۰ بعد گفت ۱۹:۳۰. هرجوری بود آماده کردم. اما اصلا نه تمرکز داشتم نه میدونستم میخوام چی برم بگم. هیچی هیچی. همین پروژه رو هم خیلی چیزاشو میخواستم برم بفهمم چخبره. چون خودم که یک خط کد ننوشته بودم همه رو هوش مصنوعی داد. یعنی مثلاً ۵۰ درصدشو میفهمیدم چیکار کردم ولی برای بقیه ش باید بیشتر مطالعه و جستجو میکردم. پروژه های قبلی هم همین بود البته. چون من هیچی بلد نبودم. خلاصه که ساعت ۱۹:۳۰ استادم گفت چرا هنوز داکیومنت نفرستادی برای استاد داور. بفرست تا خودم بهش بدم. براش فرستادم. گفتم حداقل نیم ساعت بهم وقت بده گفت برو نیم ساعت دیگه بیا. اول یه کم گریه کردم. بعدشم توی نیم ساعت فقط سعی کردم که یه چیزی از روی اسلاید ها بگم.
افتضاح ترین داکیومنت افتضاح ترین پاورپوینت و افتضاح ترین ارائه ممکن رو دادم. افتضاح به معنای واقعی کلمه.
استاد داور کلی ازم سوال پرسید که نتونستم جواب بدم. بهم گفت چرا پاورپوینتت انقدر بده. خیلی هاشو سکوت کردم. آخرش استادم به داور گفت که من قرار بود فردا دفاع کنم. بعدش هم گفت که موضوعم تغییر کرده.
بازم استاد داور بهم گفت تو رفتی generative کار کردی بعد برای این پروژه از BERT استفاده نکردی؟ اصلا حتی از الگوریتم های ساده تر میتونستی استفاده کنی حتی lstm هم برای این دیتاست زیاد بوده و....
هیچی دیگه. تموم شد.
بعدش زنگ زدم معین و داشتم باهاش صحبت میکردم که دیدم استادم پیام داد، نمره شما ۱۹. به خاطر تمام تلاش هایتان.
باورم نمیشد. واقعا فکرشم نمیکردم. یعنی در بهترین حالت میگفتم ۱۷ میشم. بهترین حالتتت.
در هر حال نمره خوبیه. ولی من راضی نیستم. چون پروژه خوبی نتونستم تحویل بدم. و اون چیزی که میخواستم نشد. به خاطر اشتباهات خودم. اگه از تابستون شروع کرده بودم اینجوری نمیشد.
حالا دیگه لیسانسم رو گرفتم.
این مدت هم معین واقعا مثل فرشته نجات بود. واقعا. از اول اول. چه در طول ترم. چه برای پروژه. موضوع انتخاب کردن. این آخریا. کلی برام تحقیق کرد. کلی کمکم کرد راهنماییم کرد. مخصوصا این پروژه آخر کلی چیزا رو معین بهم یاد داد. کلی شب ها بیدار بود و من هروقت پیام میدادم فوری جوابمو میداد. حتی برای داکیومنت و پاورپوینت هم کمکم کرد. حتی قبل از دفاع بهم روحیه میداد. برام سوالات مهمی که استاد میتونه بپرسه رو درآورد هرچند من نتونستم بخونمشون. اصلا همه چی. و من واقعا ناراحتم بابت اینکه قضاوتش کردم خیلی. اصلا اگه معین نبود من به اینجا نمیرسیدم.