امتحانات ریاضیات گسسته و اندیشه اسلامی ۲ و معادلات دیفرانسیل رو دادیم. پروژه ام هم ۷۰ درصدش تکمیله مونده ریزه کاری ها.

زبان هم که اونقدر آسونه دو ساعت وقت بذاری بخونی تمومه.

میمونه آمار احتمالات و شبکه. شبکه که حفظ کردنیه و زمان هم کمه کاریش نمیتونم بکنم، جز اینکه سعی کنم فردا بخونمش.

میمونه آمار که هیچی بلد نیستم. استاد جلسه آخر یه سری سوال حل کرده و به بچه ها گفته جلسه آخر خیلی مهمه. تو گروه دانشگاه هم میگفتن از همون سوالات جلسه آخر تو امتحان میاد.

ولی مسئله اینه من کلا درس رو بلد نیستم که بفهمم سوالات چی هستند و چجوری حل میشن....

کاش کسی پیدا میشد آمار رو بهم یاد میداد. یا حداقل سوالامو جواب میداد.

از لحاظ فیزیکی تنها نیستم

ولی یه جوری دوباره دارم میرم تو غار تنهایی خودم که دفعه بعدی که کسی بخواد بهم نزدیک بشه خیلی کار سختی داره:)

.

# ادامه نوشته

رسیدم خوابگاه

دو سه ساعت بخوابم چون توب اتوبوس نتونستم خوب بخوابم، و برم برای انجام کارها...

نمیدونم چرا هردفعه که میخوام برگردم خوابگاه استرس و حالت تهوع میگیرم؟ درصورتی که هیچ چیزی برای استرس گرفتن وجود نداره.